کلا آدم فوتبالی ای نیستم اما بازی های تیم ملی رو نمیشه نگاه نکرد ! بازیایران مراکش که شروع شد خانواده همه جمعشون جمع بود . هیجان بازی خیلی بالا بود ووقتی اتفاقی می افتاد من نا خوداگاه یه دادی می کشیدم :| همش استرس بود ! تا اینکه رسید به دقیق 95 و در حالی که منتظر سوت پایان بودیم مراکش گل به خودی زد وفریاد و دست با هم همراه شد ... یه دقتی به خودم کردم دیدم قلبم داره مثِ چی میزنه !!!
فرداش به دلیلی با برادرم بودم و بیکار نشسته بودیم جلو تلویزیون ؛ که بازیآرژانتین اسکاتلند شروع شد . یه چند دقیقه ای از بازی که گذشت دیدم داره دیدنش بهملذت میده ! با این که بازی ایران نبود ولی جذبش شده بودم . انگاری دیگه شده بودمیک آدم فوتبالی . توی همین حال بودم که با خودم گفتم فلانی ! یه فرقی که ماه رمضونبا روز های قبلش داشت این بود که تلوزیون خیلی کمتر نگاه می کردی . پس بهتره همینالآن تلویزیون رو رها کنی ! گوشی رو برداشتم و یک پیامی به دوست خوبم دادم گفتم :"خوابی؟" . راستش از ته دلم دوست داشتم که خواب باشه و جوابمو نده ! اماجوابمو داد و گفت تا اذون مغرب مجردم . منم خوش بختانه تونستم بیخیال فوتبال وهیجانش بشم و رفتم خونشون . وقتی رسیدم دیدم زده رادیو نما تلاوت ! با خودم گفتمبابا ایوالله ! اما بعدش بهم گفت تا الآن داشتم فیلم نگاه می کردم تا این که توبهم پیام دادی و اومدی خونمون . بعدش به خودم اومدم و فیلمو ول کردم !
این برام یک روزنه امید بود . فکر می کردم که این دوستم داره پاسوز من میشه .فکر می کردم که اون برام مفیده ولی من برای اون نه . اما حالا نظرم عوض شد . حالافکر می کنم من و این دوست خوبم خیلی خوب می تونیم به هم کمک کنیم و هم دیگه رو هولبدیم به سمت خوب زندگی کردن ...
گفت و گو مون که تموم شد یک پیشنهاد خوب به من داد ، گفت برای دور نشدن ازفضای ماه رمضون می تونیم هفته ای یک بار روزه بگیریم . مثلا دوشنبه ها . گفت میتونیم زنگ بزنیم و همدیگه رو هم بیدار کنیم . به این می گن یک پیشنهاد عالی ! و به اون می گن یک دوست عالی ...
خدایا شکرت به خاطر این دوست عالی ،
و شکرت به خاطر این که کاری کردی که قدرشو بیشتر بدونم ...
خدایا ممنونتم :))
ما را در سایت سوسوی دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 46